ویکی پدیا
ازدواج یا پیوند شویی پیوندی آیینیاست که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار میشود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و میتواند منجر به زایش فرزند شود.
لغتنامه دهخدا
ازدواج . جفت گرفتن . زن کردن . شوهر کردن . با یکدیگر جفت و قرین شدن . با هم جفت شدن. مزاوجه.
فرهنگ فارسی عمید
پیمان بستن یک زن و مرد بهصورت رسمی و دینی برای زندگی مشترک؛ شویی
ازدواج در دین یهود
در یهودیت، ازدواج به معنای کامل شدن و اوج رشد انسانی است. برپایه تعالیم یهود، یک زن بدون همسر و یک مرد بدون زن انسانهایی کامل نیستند و با ازدواج و پیوند شویی از شکل ناقص به وجودی کامل تبدیل میشوند.
ازدواج در دین مسیح
مسیحیان هنگام ازدواج متعهد میشوند که یکی شدن مرد و زن را نشانهی آشکاری برای محبت خدا به بشر و محبت مسیح به شاگردانش قرار دهند. به همین علت، مسیحیان ازدواج را التزام و تعهد در طول زندگی میشمارند و با طلاق و ازدواج مجدد در زمان حیات همسر مخالفند.
ازدواج در دین اسلام
بحمدالله قرآن کریم فلسفهی ازدواج را برای ما روشن کرده است؛ قرآن ما را از سردرگمی در این خصوص رهایی میبخشد و آن فلسفه یک جمله بیش تر نیست«لتَِسْکُنُوا إلَیْها » . ازدواج فقط یک هدف را دنبال میکند و آن، آرامش و تسکین آدمی است.
روم(30 )/ 21 : وَ مِن آیاتِهِ أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لتَِسکُنُوا إلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّةً وَ رَحمَةً إنَّ فِی ذلکَِ یَآلاتٍ لِّقَومٍ یتَفَکَّرُونَ؛ «و از نشانه های او این است که برای شما از خودتان جف تهایی آفرید، تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستی و مهربانی نهاد. همانا در اینها نشانههایی است برای مردمی که می اندیشند.»
بسیاری معتقدند که ازدواج کار سادهای است ، اما تداوم زندگی و رضایتمندی از ازدواج امر سختی است و سهل نیست . برخی معتقدند که اگر ازدواج ساده است ، باید طلاق و جدایی سخت و دشوار باشد، تا زندگی ها به سرعت به سوی فروپاشی نرود. به واقع هم طلاق کار سادهای نیست ، به ویژه زمانی که فرزند یا فرزندانی در بین باشند. طلاق گاهی یک ضرورت غم انگیز و ناراحت کننده است . به خصوص در ازدواجهایی که همسران یا خانوادهها از آزارهای جسمانی و آزارهای عاطفی و هیجانی یا سؤ مصرف مواد و الکل ویران و تباه شده باشند و خانواده از این آزارها شخم خورده باشد و هیچ راه دیگری وجود نداشته باشد. ما معتقدیم که دید پیشگیرانه به طلاق بسیار حایز اهمیت است. ما باید به جای سخت کردن طلاق به هر شیوهای، تلاش کنیم تا نیاز به طلاق به وجود نیاید . به نظر می رسد، مشکل عمده این است که ازدواج ساده است و حتی بسیار ساده تر از طلاق.
ازدواج و انتخاب یک مهارت است و رابطه مستقیم با یکدیگر دارند. به این صورت است که انتخاب موفق منجر به ازدواج موفق و ازدواج موفق منجر به امتداد موفق میشود. در واقع ازدواج موفق ساختنی است. برای ساختن و رسیدن به ازدواج موفق باید اول معنای ازدواج موفق را بدانیم. ازدواج موفق ازدواجی است که دائما در حال رشد باشد و از ارزشهای آن چیزی کم نشود. هنگامی که احساس کردیم امنیت داریم، مورد عشق و علاقه قرار گرفتهایم و میتوانیم با یکدیگر ارتباط کلامی خوبی برقرار کنیم، قطعا در مسیر درستی قرار گرفتهایم و ازدواج موفقی خواهیم داشت.
به عبارتی برای رسیدن به ازدواج موفق و اینکه ازدواج موفق چیست؛ باید ابتدا چیستی ازدواج موفق را بدانیم. و بعد از آن چرایی ازدواج موفق را درک کنیم و در پایان چگونگی ازدواج موفق را بیاموزیم وانجام دهیم که به مقصود خود یعنی ازدواج موفق برسیم. چیستی یعنی معنا و ماهیت ازدواج، چرایی یعنی دلایل و معیارهای ازدواج و چگونگی هم یعنی راه و رسم و تکنیکهای عملی ازدواج میباشد.
روایت :یه نفر از امام حسن مجتبی سوال کرد . دخترم رو به چه کسی بدم ؟ خواستگار زیاد داره . امام در جواب فرمودند به کسی بده که ایمان و اخلاقش خوب باشه . به یه آدم باتقوا بده . می دونی چرا ؟چنین آدمی اگه دخترت رو دوست داشته باشه ، بهش محبت می کنه ، اون رو گرامی میداره. اما اگه دوستش نداشته باشه به خاطر دینی که داره اون رو مورد اذیت و آزار قرار نمیده . اون رو تحت فشار قرار نمیده .
با لنگه ی خودتون ازدواج کنید . ایمان داشته باشید و با یه فرد با ایمان ازدواج کنید . بعضی میگن خب ! اوووووو . ! خب این نماز که می خونه ، روزه هم که میگیره ، مسجد هم میره !دیگه خودشه !!! اینا ملاک ایمان نیست . گول نخورید . پدر و مادرهای مذهبی ، تا دختر یا پسری رو دیدید که اهل نماز و روزه است گول نخورید . امام صادق علیه اسلام می فرمایند بعضی از مردم به نماز و روزه عادت کردند . میگه اگه نماز نخونم یه جوریم ! این فقط میخونه که یه جوری نشه ! این ملاکی برای تشخیص دینداری نیست . اگه می خواید ببینید دیندارند یا نه ببینید صادق هم هست ؟ راستگو هست ؟ امانتدار هستند ؟ همین که نماز می خونه که نشد با ایمان !
حضرت علی علیه السلام می فرمایند ، اگه می خوای ببینی کسی با ایمان هست یا نه ، ببینید کارهایی رو که خدا گفته میکنه یا نه ، کارهایی رو که خدا گفته نکنه ، میکنه یا نه ! از گناه دوری میکنه ؟
ایمان یک عامل بسیار قوی برای اجتناب از بدیها و زشتی هاست. فرد با ایمان از بسیاری از آلودگی ها و انحرافات بر کنار است. فرد با ایمان دروغ نمی گوید، اهل خیانت نیست، به مال و ناموس کسی چشم خیانت نمی دوزد و هرگز سر سوزنی از مسیر حق و حقیقت انحراف نمی یابد.
سورة بقره آیة 187: أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِکُمْ ۚ هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ ۗ .
در شبِ روزهایی که روزه دار هستید، آمیزش با نتان برای شما حلال شد. آنان برای شما لباسند و شما برای آنان لباسید.
خلاصه آیه: یعنی ما وقتی لباس میخریم یک سری چیزها را رعایت میکنیم: مثلا اینکه متناسب با اندام ما باشد. متناسب با شخصیت ما باشد. در ازدواج هم باید با کسی ازدواج کنید که متناسب با شما باشد.
توصیه دیگر اسلام در ملاک های ازدواج، حسن خلق است.
حسن خلق به دارا بودن اخلاق خوب مثل صداقت، عفت کلام، نگاه پاک، امانتداری، فروتنی، بخشندگی، بزرگواری و در کنار آن دوری از اخلاق بد مثل تندخویی، بی وفایی، کینه و حسادت و . را شامل میشود.
مردی در این زمینه باامام رضا (علیه السلام) م نمود و عرض کرد: یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده ولی اخلاق بدی دارد. حضرت فرمودند: «اگر بدخلق است، دخترت را به ازدواج او در نیاور.» (وسائل الشیعه، ج 14، ص 54)
آیا کسی که ایمان داشته باشه ، اخلاق هم داره ؟ خیر. همچین چیزی نیست .
· زید بن حارثه ، فرزند خوانده ی پیامبر ، کسی که چنان مرتبه ی ایمانی اون بالا بوده که رسول الله میگن این فرزند خوانده ی منه ! از همسرش که دختر عمه ی رسول الله بود طلاق میگیره . میدونید چرا ؟ به خاطر عدم تفاهم اخلاقی !
· سعد بن معاذ ، از اصحاب خاص پیامبر بود که شهید شد . اونقدر رسول الله بهش علاقه داشتن که پا در تشیع جنازه اون شرکت می کنه . میگن رسول الله وقتی دنبال جنازه ی اون می رفتند ، عبای مبارک روی خاک کشیده میشد . زیر تابوت این ور و اون ور می رفتند . سعد بن معاذ رو خاک می کنن ، مادرش میگه : پسرم بهشت بر تو گوارا باد .رسول الله می فرمایند به چه جراتی اینو گفتی ؟ همین الان قبر یه فشار زیادی به پسرت وارد کرد . می دونی چرا ؟ چون با خانواده اش کمی بد اخلاق بود ! هر کسی ایمان داره ااما ، اخلاقش خوب نیست . [تستری، قاموس الرجال، ج۵، ص۶۶.]
در نتیجه :دینداری و اخلاق از مهمترین ملاک هایی است که باید هنگام انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرند و اگر این دو خصوصیت در کسی وجود نداشت، در ازدواج با او باید تردید کرد
ما تا الان معیارهای زیادی را برای ازدواج گفتهایم و دو گروه در جمع بندی این ملاکها اشتباه میکنند.
اول: کسانی که افراط میکنند. این گروه برای ازدواج به دنبال فرشتهها میگردند. وقتی یک موردی برایشان پیش میآید میخواهد تمام این چیزهایی که گفتیم را یک جا داشته باشد، چنین کسی اصلا پیدا نمیکنید. و شما فقط فرصتها را از دست میدهید. و ازدواج هم نخواهید کرد.
دوم: کسانی که تفریط می کنند. اینها میگویند ما با یکی ازدواج میکنیم و بعد هر طور که خودمان بخواهیم او را عوض میکنیم. این اشتباه بزرگی است که شما بخواهید با کسی ازدواج کنید تا او را تغییر دهید او خودش انسان است و برای خود عقاید و رفتارهایی دارد. مردم خمیر مجسمه نیستند که شما بخواهید آنها را از نو بسازید.
وقتی تو با انسانی ازدواج میکنی که می خواهی شکل او را عوض کنی و می خواهی هنر انسان سازیات را به رخ بکشی ، یادت باشد که این انسان خودش یک شکلی دارد و با تغییری که میخواهی در او ایجاد کنی او را میشکنی. انسانها در مقابل تغییر مقاومت نشان می دهند. مخالفت می کنند و موضع می گیرند. و این آغاز تنش و درگیری است.
ما هیچ کدام از این دو گروه را قبول نداریم. بلکه برخورد منطقی و معقولانه و به دور از افراط و تفریط را قبول داریم. اول یک نگاهی به خودتان بیندازید به سن و ظاهر و باور و اخلاق و ایمان و شرایط تفکرات و خلق و خوی خودتان(حتما به آینه مراجعه کنید). ببینید چطوری هستید. و یکی را متناسب با خودتان انتخاب کنید.
ما برای جمع بندی معیارهای ازدواج اینگونه عمل می کنیم. که دو خط قرمز و زرد را در نظر می گیریم.
خطوط قرمز: خطوطی هستند که زندگی مشترک را تهدید میکنند. خطوطی هستند که نمیتوانیم از کنار آنها بگذریم. اگر شرایط آیندة زندگی من یک خط قرمز داشته باشد، من با او ازدواج نمیکنم. مثلا داشتن دوست پسر یا دوست دختر قبل از ازدواج یک خط قرمز برای کسی میتواند باشد.
خطوط زرد: خطوطی هستند که حساسیتهای ما را بالا میبرند ما را در انتخاب نگران میکنند و دچار تشویش میشویم ولی به خاطر یک خط زرد نمیگوییم که تو را نمیخواهم.خطوط قرمز و زرد یکسان و ثابت و فرمولی نیستند بلکه خطوط قرمز و زرد هر کسی منحصر به خود اوست. یک نفر ممکن است بسیار به مبانی دینی مقید باشد و نماز برای او خیلی مهم باشد. برای این آدم نماز می شود خط قرمز. ولی یک نفر که اصلا خودش هم نماز نمیخواند برایش مهم نیست که طرف مقابلش بخواند یا نخواند.
هر سه خط زرد می شود یک خط قرمز:
یعنی اگر طرف مقابل شما سه خط زرد داشت هیچ جای بحث و چانه زندن هم ندارد. دقت کنید اگر خطوط قرمز و زردتان زیاد باشد باز هم دچار افراط شدید. خطوط زرد و قرمزتان را باید در جایی بنویسید که وقتی خواستگاری میروید یا کسی میآید خواستگاری شما بدانید که خطوط شما چیست و به صراحت جواب مثبت یا منفی بدهید. اما اگر خطوط قرمز و زردتان زیاد بود مثلا 200 تا خط قرمز و 500 تا خط زرد! (به خنده) این که دیگر نمی شود ازدواج کرد. این می شود افراط. و اگر خطوط قرمز و زرد شما هم خیلی کم بود مثلا 2 تا زرد بود و 1 قرمز. این هم تفریط است.
حداکثر تعداد خطوط زرد وقرمز
تعداد خطوط زرد حداکثر 10 تا و تعداد خطوط قرمز حداکثر 5 تا باشد معقول و منطقی است. این خطوط قرمز و زرد را در جایی بنویسید که در جمع بندی معیارها ببینید برای شما چه کسی همسر ایده آل است. ممکن است برای شما یکسال اختلاف سنی زیاد مهم نباشد (هر چند میتواند یک خط زرد به حساب بیاید) یعنی به خاطر داشتن این خط زرد او را کامل رد نمیکنید. و یک نفر هم اصلا سن برایش مهم نیست خب برای این فرد اصلا خط زرد هم محسوب نمی شود. پس این شما هستید که معیارها جمع بندی میکنید. پس خیلی کار سخت نیست. دا
لازمه انتخاب همسر مناسب برای هر فردی، رسیدن به خودآگاهی است. به طور کلی، یکی از مهمترین مهارت های زندگی، «خودآگاهی» و «خودشناسی» است. در خودآگاهی افراد به شناخت درباره ویژگی های منفی و مثبت شخصیتی خود می رسند و سعی می کنند، نقاط مثبت را تقویت و نقاط منفی را کاملا از بین ببرند.
در «خودشناسی»، افراد به شناخت ملاک های انتخاب همسر و انتظارات خود از همسر آینده شان، می رسند. برای رسیدن به خودشناسی راه های متفاوتی وجود دارد. یکی از این راه ها تفکر و ثبت خواسته و داده های خود است؛ بنابراین اگر دم بخت هستید، بهتر است یک کاغذ بردارید و در یک فضای راحت بنشینید و از خود سوالاتی بپرسید و درباره مواردی که در ادامه، نام میبریم بررسی کنید تا به شناسایی دقیق خود بپردازید.
o انواع خودشناسی:
1. روش مستقیم : تنظیم جدول شناخت از خودمان(شماره یک و دو)
2. روش غیر مستقیم: تنظیم جدول صفات دوستانمان(جهت شناخت از خودمان)
«اَلْخَبِیثاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ اَلْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ اَلطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ اَلطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّباتِ .» [سوره نور،آیه 26]
ن پلید برای مردان پلید و مردان پلید برای ن پلیدند، و ن پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای ن پاک اند،
ناریان مر ناریان را جاذب اند نوریان مر نوریان را طالب اند (مولوی » مثنوی معنوی » دفتر دوم)
این اصل بدیهی را باید بدانیم که در نظام آفرینش هر پدیده خوب، خوب دیگر را به سوی خود میکشد و جذب میکند. طبعاً هر پدیده بد و زشت نیز همجنس خود را به سوی خود میکشد. مولانا این سخن خود را به آیهْ قرآن مستند میکند:ن بدکار، شایسته مردان بدکارند و مردان بدکار، سزاوار ن بدکار و ن پاکیزه، درخور مردان پاکیزهاند ومردان پاکیزه، سزاوار ن پاکیزه.
قانون جذب به ما می گوید ما انسانها را به سوی هم جذب می کنیم. ما انتخاب میکنیم که چه کسی سر راه ما قرار بگیرد. اگر شریک زندگی خوب می خواهی، خوبیها را زندگی کن، خودت خوب باش تا خوبیها را جذب کنی. کسی می خواهد انتظار پروانه را بکشد باید بوی گل بدهد. یادتان باشد در این عالم هیچ کس غذای تمیز را در ظرف کثیف نمی ریزد. اگر من دروغگو و بیرحم و دغلباز، اهل تهمت زدن و بردن آبروی دیگران هستم، کسی مثل خودم گیرم می آید. شایستگیات را به این عالم اعلام کن.
ضمیر ناخودآگاه شما تابع فکر و عملکرد شما است. بذارید این قسمت رو با مثالی، روشنترکنیم:
حتماً کسانی رو دیدید که چندین بار با بدشانسی در مسائل گوناگون مواجه شده اند و مثلاً اطرافیان به اونها گفتند که چقدر آدم بدشانسی هستن. این فکر (بدشانس بودن) کم کم به شخص القا می شه و باعث میشه که باور کنه که آدم بدشانسی هست. زمانی که این باور در وجود شخص ایجاد شد اون شخص واقعاً تبدیل به یک آدم بدشانس میشه. می پرسید چرا؟ واضحه. چون ضمیر ناخودآگاه شخص باور کرده که بدشانسه و به سمت بدشانسی پیش میره. مثال دیگری بزنیم. حتماً شنیدید که میگن پول رو پول میاد؛ نکبت رو نکبت. به نظرتون این ضرب المثل درسته؟به نظر من که درسته؛ اما چرا درسته؟ دقیقاً به خاطر وجود ضمیر ناخودآگاه در انسان ها هست. بینید عزیزانم کسی که با ثروت بزرگ شده ضمیر ناخودآگاهش به این مسئله عادت کرده و در مسیری میره که پول هست و کسی که در فقر بزرگ شده ضمیر ناخودآگاهش در مسیر ثروت نیست که اونو به سمت ثروت ببره؛ و شما دیدید کسانی رو که در فقر بودن اما چون در آرزو و رؤیای ثروت بودن تونستن به اون آرزو برسن و ثروتمند بشن. چرا؟ چون موفق شدن ضمیر ناخودآگاهشون رو به ثروت عادت بدن.
ازدواج کردن یعنی دردسر. ازدواج کردن یعنی سلب آرامش و آزادی. دختر خوب وجود نداره.
مردها همشون سروته یه کرباسن. به هیچ زنی نمیشه اعتماد کرد. من علاقه ای ندارم ازدواج کنم.
مجردی راحت ترم. پول نباشه نمیشه زن گرفت. جهزیه رو نمیتونم جور کنم.
§ همه ما می دانیم که در آموزه های الهی ارزش فراوانی برای پدر و مادر قرار داده شده است و «نیکی به والدین» یکی از دستورات ثابت و تغییر ناپذیر میان تمامی ادیان الهی است.
§ در اسلام نیز به عنوان آخرین و کاملترین آیین الهی تأکید فراوانی نسبت به این مسأله شده است. اهمیت این مسأله در فرهنگ قرآن آنچنان والا است که خداوند بلافاصله پس از مهمترین دستور خود به بشر، فرمان به ارج نهادن به جایگاه والدین را صادر نموده است.
§ برای نمونه در آیه 36 سوره نساء می خوانیم: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً .»؛ «و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکى کنید »
§ بنابراین پر واضح است که در دستگاه الهی جایگاه والدین در بالاترین و ارزشمندترین جایگاه ها قرار دارد و خداوند به مقام و منزلت پدر و مادر اهمیتی ویژه داده است. به همین خاطر است که خداوند درخواست آنها را پذیرا است و دعای ایشان را در حق فرزندانشان در اولویت استجابت قرار می دهد. گویا که دعای والدین را با پست پیشتاز به عرش می برند و در آنجا اگر مانعی جدّی وجود نداشت با سرعتی هر چه تمام تر به هدف استجابت می رسانند.
§ امام صادق علیه السلام فرموده است: ثلاث دعوات لایحجبن عن الله تعالی: دعاء الوالد لولده اذا برّه.
امام صادق علیه السلام فرمود: سه دعاست که رد نمی شود و یکی، دعای پدر برای فرزندش است، زمانی که به او نیکی کند.
پس از امروز نوکر مامان و باباهایتان شوید. چون فقط کافی است آنها دستشان را بلند کنند و شما را دعا کنند. هر کاری داشتند برایشان انجام دهید.
بنابراین انسان تیز هوش و نکته سنج کسی است که از این مسیر میانبر بهترین استفاده را داشته باشد و خود را در رودخانه پرسرعت دعای والدین بیاندازد. از سوی دیگر، بیچاره و بدبخت و بی دست و پا کسی است که نتواند از این آب روانی که خداوند در دسترس اکثر قریب به اتفاق ما گذاشته استفاده ای شایسته داشته باشد.
سوال: با مخالفت شدید والدین چه کنیم؟
اگر پدر و مادر به هیچ عنوان با ازدواج موافقت نمیکنند، جنگیدن با آنها اصلا توصیه نمی شود، فرزندان باید آنقدر درایت داشته باشند تا بتوانند با دوستی و جلب اعتماد با پدر و مادر کنار بیایند، کمک یک مشاور هم میتواند در چنین مواقعی بسیار کمک کننده باشد، چرا که می توان با تشکیل جلسات و گفت وگوهای گروهی به همراه مشاور، فضا را کمی بازتر کرد تا والدین تا حدی نرم شوند. بهترین راه در اینجا صبور بودن است حتی تا چند سال، شاید کمی مشکلات سبک تر شوند، اگر هم مشکلات حل نشوند اما این اطمینان خاطر وجود خواهد داشت که به اندازه کافی سعی خود را کرده اید و هیچگاه احساس گناه نخواهید کرد.
سوال:اگر خانواده ها برای ازدواج موافق نباشند؟
اگر خانواده ها برای ازدواج موافق نباشند بچه ها هم امروز به مشکل برمیخورند و هم فردا. آنها چند سال بعد از ازدواج مشکلاتی هم در رابطهشان و هم احساسات بدی را درون خودشان تجربه میکنند. وقتی جوانی با خانوادهاش قهر باشد عملا با خودش و همه آدمهای اطراف به طور ناخودآگاه دچار تنشهایی میشود، اضطرابها و احساس گناه را تجربه میکند و همه اینها میتواند روی زندگی شخصی و شویی تاثیر منفی بگذارد.
گام اول)دوست دارید همسر شما دارای چه ویژگیهایی باشد؟
لیستی تهیه کنید و در آن بنویسید که دوست دارید همسر آیندة شما چه ویژگیهایی داشته باشد.
فرض کنید لیست یک خانم اینگونه باشد:
مهربان، دست و دلباز، نجیب، دارای تحصیلات بالا، خوش اخلاق، مومن، خوش سیما و خوش اندام، ثروتمند، خانه و ماشین داشته باشد، خانواده دوست، با اعتماد به نفس، خوش لباس، راستگو و مورد اعتماد و
· اگر ما قیفی را تصور کنیم که دارای یک ورودی بزرگ و یک خروجی باریک است یادتان باشد که هر چه ویژگیها را بیشتر کنید خروجی قیف را تنگ تر میکنید تا جایی که دیگر این قیف خروجی ندارد. پس هرچقدر لیست شما بلند بالاتر باشد احتمال ازدواج کردن شما بعید به نظر میرسد. پس لطفا لیستتان کوچک و جمع و جور باشد و فقط ویژگیهای مهم را بنویسید.
سوال: اگر ما یک لیستی را تهیه کردیم آیا واقعا یک نفر با تمام این ویژگیها سراغمان میآید؟
جواب: نه. ممکن است کسی بیاید که مثلا از ده تا ویژگی که شما لیست کردید 9 تا و یا 7 تا را داشته باشد، پس خیلی سخت نگیرید.
سوال: آیا اشکالی دارد که انسان خودش دنبال همسر بگردد؟
جواب: اشکال ندارد ولی باز هم کار را به خدا بسپارید که یک مورد خوب برایتان جور کند.
گام دوم) دوست دارید همسر شما دارای چه ویژگیهایی نباشد؟
لیستی تهیه کنید و در آن بنویسید که دوست دارید همسر آیندة شما چه ویژگیهایی نداشته باشد.
· مثلا: (دروغگو، بد دل، بی غیرت، حسود، ولخرج، خسیس، بد دهن، بد اخلاق، تنبل، چشم چران، و) معمولا در این لیست ایرادهای بی شماری را می نویسم!
گام سوم) لیستی تهیه کنید از ویژگیهای بدِ خودتان که نمیخواهید همسرتان آنها را داشته باشد؟
· مثال: من نمی خواهم همسر من مثل من پر حرف باشد.
من نمی خواهم همسر من مثل من دروغگو باشد و
(معمولا در این قسمت لیست ما خیلی کمتر از لیست قبلی است!) ما که دلمان نمیآید چهار تا ایراد از ویژگی منفی خودمان به زبان بیاوریم چطوری صد تا ایراد روی طرف مقابلمان می گذاریم؟
اگر همسر خوب می خواهید، لیستی از ایرادها و رفتارهای منفی خودتان تهیه کنید و یکی یکی آنها را رفع کنید. بعد ببینید آدمهایی که سر راهتان قرار میگیرند عوض میشوند یا نه. چطور توقع دارید طرف مقابل شما پرازخوبی باشد ولی به خودتان که می رسید نه.
برای رقم زدن سرنوشتمان سه حالت وجود دارد:
1. ضمیر ناخودآگاه( ما انتخاب میکنیم که چه کسی سر راه ما قرار بگیرد)
جملاتی مانند جملات بالا که با تکرار اونها، کم کم در ضمیر ناخودآگاه شخص جای میگیره و باعث میشه فکرش به همین سمت بره و هیچ وقت دیگه نتونه به مقوله ازدواج به راحتی فکر کنه چراکه باور کرده که مردا قابل اعتماد نیستن. در نتیجه به جای اینکه بتونه با استفاده از قدرت جذب خودش مرد یا زن ایده الش رو جذب کنه، یک نوع دافعه در وجود خودش ایجاد میکنه و اینگونست که شما دختران وپسرانی با شرایط مناسب رو میبینید که نمی تونن ازدواج کنن و یا ازدواج موفقی ندارن.
پس اون دسته از دختران وپسران عزیزمون که میگن ازدواج کردن خوب نیست درواقع دارن خودشون رو گول میزنن. توصیه من به همه دوستای گلم که به هر دلیل فکر می کنن نمی تونن ازدواج کنن اینه که به جای اینکه برای آروم کردن خودشون، با تکرار این جملات ذهن خودشون رو خراب کنن، بیان و برای داشتن یک ازدواج خوب تلاش کنن. اگه قصد داشتید برای این کار تلاش کنید میتونید از کتابهای مختلف در زمینه موفقیت و یا قانون جذب کمک بگیرید.
توصیه من به همه شما عزیزانم اینه که از فکر و ضمیر ناخودآگاه خودتون غافل نشید و بسیار مواظبش باشید. چراکه ضمیر ناخودآگاهتون بسیار قدرتمند هست. تأکید می کنم دوستای گلم بسیار قدرتمند هست و میتونه شما رو به سمت بهترین ها و یا بدترین ها پیش ببره. فقط کافیه که شما بهش بفهمونید که کدوم رو میخواید. پس چرا با افکار منفی بیایم و خودمون رو به سمت بدترین ببریم وقتی که لیاقتمون بهترینه. خیلی راحت میتونیم بهترین باشیم و بهترینها رو به دست بیاریم.
2.حساسیتها(هرچی بدت بیاد سرت میاد)
البته موارد استثناء هم داریم که ما کسانی را جذب می کنیم که هیچ شباهتی به ما ندارند، ولی ما به خاطر حساسیتی که داریم آنها را به طرف خودمان جذب می کنیم(هرچی بدت بیاد سرت میاد). مثلا کسی از اینکه با آدمهای عینکی ازدواج کند حساس است و اتفاقا با یک آدم عینکی ازدواج میکند.
3.وسیلة امتحان و رشد(هرچه خدا بخواهد)
گاهی هم ممکن است ما کسی را به سمت خودمان جذب کنیم که قراراست وسیلة امتحان و رشد ما بشود. مثلا زن امام حسن(ع) هیچ تناسبی با ایشان نداشتن، یا مثلا آسیه با فرعون هیچ تناسبی نداشتن. اینها استثناء هستند. ولی در 95 درصد موارد ما کسانی را جذب می کنیم که مثل خودمان هستند.توقعات ما با آنچه که میخواهیم باید یکسان باشد.
ما برای ازدواج دو تا راه داریم:
یک) اینکه بگویید، من این (دختر یا پسر) را می خواهم.
دو) دیگر اینکه به خدا بگویید من دختر یا پسری با این ویژگیها میخواهم. چرا ما به خدایمان اعتماد نمیکنیم؟
· امام صادق (ع): فرمودند هر وقت تصمیم به ازدواج گرفتید دو رکعت نماز بخوانید و بعد خدا را به خاطر نعمتهایش شکر کنید و بعد این دعا را بخوانید «خدایا تصمیم به ازدواج گرفته ام، همسری برایم مقدر کن که از بقیه بهتر باشد، پاکدامن تر باشد، امین تر باشد به من، خودش، جان، ناموس و مالم، همسری که پر از روزی و با برکت باشد. و از او فرزندی هم به من بده که جانشین صالحی باشد برای حیات و پس از مرگم.و روایت داریم که می توانید ویژگیهای آن فرد را هم برای خدا بگویید. [نجفی، محمد حسین، جواهر الکلام، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ج۲۹، ص۳۹.]
داستانی واقعی و شیرین در مورد توکل: در زمان ناصرالدین شاه آقایی بود به نام نظرعلی طالقانی. طلبه بسیار فقیری که در مدرسه مروی تهران بود. او آنقدر فقیر بود که شبها دور حجره های طلبه های دیگر در بین آشغال ها دنبال چیزی برای خوردن میگشت. یک روز به ذهنش میرسد که نامه ای برای خدا بنویسد. او نامه خود را (در روز پنجشنبه) مینویسد و به سراغ مسجد شاه می رود و نامه اش را در سوراخی در دیوار پنهان میند. فردای آن روز یعنی جمعه ؛ زمانی که ناصرالدین شاه و درباریان برای شکار میروند , وقتی به جلوی مسجد شاه میرسند طوفان شدیدی شروع به وزدین میکند و نامه نظرعلی طالقانی از شکاف دیوار بیرون میآید و روی پای ناصرالدین شاه میافتد. ناصرالدین شاه هنگامی که نامه را میخواند خندهای میکند و دستور میدهد که پیکی به مدرسه مروی رفته و نظرعلی را نزد او بیاورند. ناصرالدین شاه به وزرای خود میگوید : "حال که ما مفتخر شدیم نامه ای را که ایشان به خدا نوشته دریافت کنیم پس برماست که خواسته هایش را برآورده کنیم. من نامه را میخوانم و هرکدام از شما یکی را به عهده بگیرید"
نقش هستی نقشی از ایوان ماست آب و باد و خاک سرگردان ماست (پروین اعتصامی)
نامه ایشان در موزه گلستان نگهداری میشود تحت عنوان "نامه ای به خدا" .
شرح مختصری از نامه نظرعلی طالقانی:
یازدهمین انگیزه) لجبازی با والدین:علت اینکه جوانان با والدینشان لجبازی میکنن این است که والدین آنها کنترل گر هستند.
یعنی: دائما گیر میدن. جوانی که مستقل طلب هستش رو به سمت بدی میکشن.جوانی که میخاد خودش رو نشون بده ، باحرفهاشون میزنن تو سرش مثلا پسر یا دختره میگه میخام برم سر کار یا میخام برم بیرون
درجواب پدر ومادر میگن نه بشین سرجات تو هنوز بچه ای. یا میخاد اون رشته ای که علاقه واستعدادشه تحصیل کنه اما پدرمادر میگن نه باید دکتر یا مهندس بشی و. . با این شرایط پسر یا دختر تصمیم های غلط ،احساسی و غیرمنطقی میگیره. یا دچار افسردگی میشه. بعد تصمیم میگره که با والدین لجبازی کنه و. .
دوازدهمین انگیزه) احساس حقارت وعدم اطمینان:: از محل ستش ویا غذایی که میخوره
برخی از جوانان به خاطر احساس حقارت وعدم اطمینان از جذابیتهای فردی وخانوادگی شان تصمیم به برقراری ارتباط میگیرند.
مثلا: از محل ستش ویا غذایی که میخوره ویا لباسهایی که میپوشه و. ناراضیه و میخاد بایه شخصی که وضعیتش از اون بهتره ارتباط برقرار کنه تا این خلع رو پر کنه.( در دخترها پیشتر است)
سیزدهمین انگیزه) بالا رفتن سن:: مخصوصا دختر های 30سال به بالا
بعضیا میگن سنم بالا رفته وکسی حاضر به ازدواج بامن نیست دیگه و دنباله دوست پسر یا دوست دخترن ( مخصوصا دختر های 30سال به بالا که اعتقاد داشتن به پاک بودن اما متاسفانه چون همه ی خواستگار هاشون رو رد کردن (حالا یا خوش باعث شده یا پدر ومادرش) وفکر میکنن دیگه خواستگاری نخواهند داشت، به دام دوستی میوفتن.
چهاردهمین انگیزه) نداشتن قدرت نه گفتن:عزت نفس نداشتن
مثلا:دختری اذعان میکرد با دوستش رفته بود کافی شاپ که دوست پسره دوستش رو ببینن وکنار اون پسره یه پسری دیگه هم بود که دوستش بهش میگه توهم با این پسره رفیق شو. بخاطر این که دختره «عزت نفس نداشتم»، «قدرت نه گفتن» نداشت در دام دوستی نامشروع افتاد و بعد از مدتی که رابطشون بهم خورده بود بسیار افسرده شده بود.
پانزدهمین انگیزه)تداوم ارتباط به دلیل ترس از ریخته شدن آبرو: عکست رو پخش میکنم
مثلا : اگه رابطه رو قطع کنی عکست رو پخش میکنم. به مامان و بابات میگم.آبروتو میبرم.
ششمین انگیزه)کنجکاوی:: ء حس کنجکاوی(در دوره ی جوانی شدت زیادی دارد)
هفتمین انگیره) قصد اذیت کردن جنس مخالف:تلفن های بی دلیل وحرف های بی مورد میزدم
دخترو پسر ها میگن من در ابتدا فقط قصد اذیت کردن رو داشتم. تلفن های بی دلیل وحرف های بی مورد میزدم ویا ازکنار اون رد میشدم تا یه متلک بندازدم اما بعدش بهش وابسته شدم.
هشتمین انگیزه)دوستی با جنس مخالف تبدیل به ارزش شده: تو امٌلی با یه دختر یا پسر دوست بشی.
ارتباط با جنس مخالف تبدیل به ارزش شده. دوست پسر یا دوست دختر تبدیل به ارزش شده
مثلا میگن:تو عرضه نداری. توبلد نیستی. تو امٌلی با یه دختر یا پسر دوست بشی.
متاسفانه این ضد ارزش تبدیل شده به این که دختر یا پسر باید با چندین نفر ارتباط برقرار کند.
نهمین انگیزه) پر کردن خلع عاطفی: به دلیل اینکه رابطهی خوبی بین پدر ومادر و فرزند وجود ندارد
مثلا میگه: توی خونه هیچ آرامشی نیست. همش دعوا،همش درگیری، همش توهین و. . پس دختریا پسر از طریق اسمس عاشقانه یا با شاخه گلی یا با یک دوسَت دارم جذب کسی میشه که تا خلع عاطفیش رو پر کنه.مثلا به آرامش برسه.
دهمین انگیزه) رسیدن به آرامش: آیا هرچیزی که ما را به آرامش برساند باید از آن استفاده کنیم؟
مثل هروئین ،شیشه ودیگر مواد مخدر(خب اینا هم لذت دارند) مصرف کنیم؟ خب آخرش چه میشه؟
بله، شاید در اون لحظه آرامش داشته باشی اما بعدش چی؟کسی که آرامش داشته باشه باید خوابش تنظیم باشه.کسی که آرامش داره وضعیت تحصیلیش بهتر میشه نه بدتر. باید تعامل اون فرد با والدین بهتر بشه یا با دیگران یا با اجتماع. این افراد (کسانی که با جنس مخالف رابطه دارن)تحمل کوچک ترین حرفی که والدین میزنن ندارند . مهمونی میرن، عصبی هستن،همش تو فکرن و. . پس با این وضعیت نمیشه باکسی دوست باشی وآرامش داشته باشی.
سوال)چرا باید بدانیم که انگیزه های دوستی بین دختر وپسر چیست؟
جواب:بخاطر اینکه پیشگیری کنیم.
باید دختر وپسرها بدانند که ؛ کسانی که (دختر و پسرهای قبل از آنها که الان دیگر جوان نیستن) این مسائل را نمیدانستند ،دچار چه مشکلات وآسیبهایی شدند.
اولین انگیزه) ازدواج:خیلیها میگویند ما به قصد ازدواج ارتباط برقرار کردیم ومیخواهیم یکدیگر را بشناسیم.
بله این جلوهی زیبایی داره که شما به قصد ازدواج باهم دوست شدین.امـــا متاسفانه از کل ازدواجهایی که براساس این ارتباطها صورت میگیره فقط 10 درصدش منجر به ازدواج میشه و تازه اونایی که ازدواج میکنند 86 درصدش منجربه شکست میشه.پس اینکه فکرکنید بادوستی میشه ازدواج خوب وپایداری داشت اشتباهه.(دکتر سعید بهشتی)
اگر دختر و پسری واقعا قصد ازدواج داشته باشند به این موارد توجه میکنند.
1)دردورهی آشنایی تقاضای ارتباط جنسی نمیکند. مثلا: دستت رو روی دستم بذار- سرت رو بذار رو شونم- منو در آغوشت بگیر و.
2)ارتباطش رو از خانوادش مخفی نمیکند. مثلا میگه حالا صبر کن، بذار بشناسیم همدیگر رو.«این حرف خطرناکیه (احتمالا چیزه دیگهای غیر از ازدواج میخاد)»
3)زمان آشنایی رو پیش از اندازه نمیکند. یعنی قصد بهره برداری نداشته باشد.
4) سعی در بدست آوردن اطلاعات دارد وتنها به تبادل احساسات بسنده نمیکند. مثلا:نباید بگه دوست دارم.نباید بگه عاشقتم .یا تاحالا کسی مثل تو پیدا نکرده بودم.(کلا نبایداحساسات رد وبدل بشه)
دومین انگیزه)شناخت از جنس مخالف: پسر یا دختر میگوید هدف من شناخت از جنس مخالف بود.
مثلا میگن: میخام بدونم دخترها چه خصوصیتی دارن یا میخام بدونم پسرها چه خصوصیتی دارن و وقتی ازدواج کردم بدونم با مرد یا زن چجوری رفتار کنم.این حرف قشنگیه اما وقتی از زن وشوهرهایی که 20یا 30 سال یا چندسال باهم دارن زندگی میکنند سوال کنین که شما در ارتباط با همسرتون چه تفاوتهایی رو میبینی(جنس مخالفتون چه تفاوتهایی دارد) متاسفانه شاید به تعداد انگشت های دست بتونن تفاوتها رو بگن؛ درصورتی که دربعضی کتابها تا160 تفاوت رو درمورد زن ومرد گفتن. خوب وقتی یک زن وشوهر نتونن از تفاوتهای یکدیگر بگن؟! چطوری یه دختر وپسر با چندبار بیرون رفتن و باهم بودن میتونن تفاوتها رو یادبگیرند.
ما برای شناخت،سه راه نسبتا مطمئن را که باید همزمان انجام شود را پیشنهاد میکنیم.
1)خواستگاری:گفتگوی دختر و پسر با اطلاع والدین ،که تحت نظر خانواده ها باشد.(فصل 7مراجعه شود)
2)تحقیق: به تشریح در ادامه توضیح خواهیم داد.(در این فصل)
3)مشاوره : شامل تست وسوالاتی از زوجین میباشد.
سومین انگیزه) دریافت عاطفه::دریافت عاطفه از جنس مخالف به من حس خوبی میدهد.
بله ما به عنوان انسان،طبیعی است نیاز به عاطفه و دوست داشتن داریم. اما آیا ما باید ازهرطریقی این نیاز عاطفی را تامین کنیم؟! ما نیاز به غذا داریم آیا اجازه داریم ی کنیم؟! خداوند نیاز به آب،نیاز به غذا و نیاز جنسی رو در ما ایجاد کرده است و در عوض قوانینی را هم مشخص کرده که طبق این قوانین بتوانیم نیازهایمان را برطرف کنیم. (در دخترها نیاز به «دیده شدن» ،«عاطفه ومحبت» و «دوست داشته شدن» بیشتر از پسرها میباشد.)
چهارمین انگیزه)لذت بردن از صحبت کردن با جنس مخالف: حس خوبی به من دست میدهد.
(درسته که شما یه چیزهایی رو از طریق صحبت کردن با جنس مخالف بدست میآورید اما چیزهای دیگه رو هم از دست میدین.)
پنجمین انگیزه)عشق به ویژگی های خاص جنس مخالف:عاشقه صداشم
مثلا:عاشقه صداشم.عاشقه چهرش شدم. عاشق تدریسش شدم .عاشق ابروشم. عاشقه بازیگریش شدم و. . یه سوال مهم از این عزیزانی که عاشق عاشق شدنن!. این ظواهر میزان پایداریشون چقدره؟آیا این زیبایی چهرش رو در اثر تصادف یا یانحه ای از دست بده بازهم عاشقش خواهی بود؟
چقدردختر وپسرهایی که این طوری ازدواج کردندو متاسفانه خیلیاشون کارشون به طلاق وبدختی کشیده شده . مثلا به دختره میگی: این پسر معتاده دختره میگه قول داده ترک کنه . به پسره میگی: این دختر با پسرهای دیگه بوده این شخص دیگه دوشیزه نیست .میگه گذشته هر کس به خودش مربوطه.
ادعایی که این افراد میکنند این هست که میگویند«شما منو درک نمیکنین، شما منو نمیفهمین»
دوستی دختر و پسر به قصد ازدواج یا هر قصد دیگری کاملا اشتباه است. دلایل مختلفی وجود دارد. برای پاسخ این مسئله، ابتدا انگیزه های مختلف برای دوستی را بیان میکنیم و سپس به آثار سوء این نوع دوستی ها میپردازیم و درپایان راهکاری کاربردی برای کسانی که به این معضل اجتماعی دچار شدند و قصد دارند رابطهشان را قطع کنند ارائه میدهیم.
در این بخش به تشریح موارد زیر میپردازیم:
1)انگیزه های دوستی بین دختر وپسر.
2)آثار سوء روابط بین دختر وپسر.
3)چگونه ارتباط را قطع کنیم.
4)آنچه والدین باید بدانند.
درباره این سایت